سلطان محمد ميرزا قاجار
58
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
اخلاق مردم مردمش هم از حيثيت صورت و جمال ثانى حور و غلماناند ، ولى از راه مزاج و حالت ، همهء خلقش بىحيا ، چشمسفيد « 9 » ، گداطبع ، طماع ، بدذات ، شيطان ، دزد [ و ] دروغگو [ يند و ] همهء صفات ذميمه در آنها موجود است . گويا اهل جهنم را خداوند به صورت ملك تبديل كرده ، ساكن بهشت فرموده است . كبك ، قرقاول ، تيهو [ و ] آهو بسيار دارد . [ چون ] صدمهء زيادى از حركت عرادههاى پست رسيده بود ، لابد چند روزى توقف نموده ، بعد از رفع خستگى ، مخصوص كالسكه [ اى ] بهجهت سوارى خود به قيمت گزاف خريده ، روز پنجشنبهء پنجم شوال روانه شديم . تيرهدل از شهر شماخى الى پستخانهء تيرهدل « 10 » بيست و يك ورست [ و ] همهء راه كوهستان [ است ] ولى كوهها [ 25 ب ] [ ى ] خاكى ؛ سخت نيست . راه عراده را ساختهاند . همهجا سبز و خرم [ و ] گلها بر روى هم ريخته ، به قدر كف دستى زمين ساده ديده نمىشود . طرفين راه دهات آباد و محل زراعت [ است ] . كوه و دشت پر از حاصل ديم ، طرف مغرب كوهستانش ، جنگل [ و ] هرجا مجراى آب يا درهاى است . پلها از سنگ تراشيده ، در نهايت صفا و استحكام بسته و راه عراده را از سنگريزه كوبيدهاند . از شماخى تا به اين محل چند آب جارى در راه مىگذرد . از تيرهدل الى پستخانهء قرامريان سه پستخانه است : اول ، آقسو . ثانى ، كركلى . ثالث ، قرامريان . پنجاه و پنج ورست [ است ] . « 11 »
--> ( 9 ) . چشمسفيد - گستاخ و بىحيا . ( فرهنگ معين ، ج 1 ) . ( 10 ) . در سفرنامهء صنيع الدوله ، اين كلمه به صورت شيرادل آمده است : « يازدهم شرادل ، بيست ورسى است » . ( سفرنامهء صنيع الدوله ، ص 47 ) . احتمالا در متن شيره دل موردنظر بود كه به صورت تيره دل نوشته شده است . ( 11 ) . محتملا مقصود نويسنده اين است كه مجموع فواصل ميان اين سه پستخانه ( از تيره دل تا قرامريان ) ، پنجاه و پنج ورست است .